2010/02/05

2010/02/01

ف ی ل ت ر شدم . همین...

به به
ازین بهتر نمیشه
چرکنویس خوشگلم ف ی ل ت ر شد
به قول نیما دهقان :
خدا قوت بگیم به این رییسا
چه حالی میدن به این وبلاگ نویسا

و من همچنان درگیرم...

من همچنان در گیر آن یک نفرم
و از بیخ گوشم روزانه مردمانی میگذرند
نگاهم را خرجشان نمیکنم
من درگیر آن یک نفرم
نگاهش را خرجم نمیکند
و من همچنان درگیرم
درگیر آن یک نفر...

خدا حافظ برای همیشه...

امشب بیدارم
چشمانم بر مانیتور خیره شده
غرق در نوشته های آنی دوستانم میشوم
ولی...
ناگهان احساسی در حسکده ام مرا به خود وا میدارد
و یک "نه" که همچنان میازاردم
یک "نه"...
و یک "خداحافظی"
برای همیشه...
کاش از ضمیرم واژه خداحافظی را پاک میکردم
ولی افسوس..
صد افسوس که یک باربرای همیشه گفتم :خداحافظ
سرگردان و آشفته ام
چه کنم؟ نمیدانم
کاش سلامی کند
سلامی که غرورش را بشکند
میدانم.میدانم اسیر است
اسیر غرورش
کاش بشکند با سلام
کاش طلوعی باشد پس از آن غروب مرگبار
کاش...

کاش...